برگریز ستاره
همین حالا خدا در سینه ی توست...
باور کن همیشه
باور کن
که فراموشم خواهی کرد
باور کن
چون قصه ای تلخ
که یکبار خوانده شد
و چون توقفی کوتاه
در یک قهوه خانه سر راه
حقیقت
این است
و ناگزیر تلخ
باور کن
باور کن که فراموشم خواهی کرد ....اولین ها و آخرین ها
اولین ها
سرشار از هیجان و شورند
و آخرین ها
نمایه ی
باورها
و تجربه های روشن لبریز نور
و همیشه
همیشگی ها
دست نیافتنی اند
و دور .
تو
همیشگی ترین اولین و آخرینی .....
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت
9:32 توسط ستاره| |

